دریانورد اروپا منچستر آمریکا منچستر

دریانورد: اروپا منچستر آمریکا منچستر دانشگاه ورزشگاه آمریکایی لس آنجلس رئال مادرید

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری برنامه ماه عسل با حضور احسان سلحشور مدیر بزرگترین شرکت بیمه عمر

تیم ملی والیبال کشور عزیزمان ایران در سومین دیدارش در هفته اول لیگ ملت‌های والیبال، با نتیجه سه بر یک به ژاپن باخت.

برنامه ماه عسل با حضور احسان سلحشور مدیر بزرگترین شرکت بیمه عمر

برنامه ماه عسل با حضور احسان سلحشور مدیر بزرگترین شرکت بیمه عمر

عبارات مهم : زندان

تیم ملی والیبال کشور عزیزمان ایران در سومین دیدارش در هفته اول لیگ ملت های والیبال، با نتیجه سه بر یک به ژاپن باخت.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان،دهمین برنامه ماه عسل با حضور مهمانانی متفاوت روی آنتن شبکه ۳ سیما رفت.

برنامه ماه عسل با حضور احسان سلحشور مدیر بزرگترین شرکت بیمه عمر

مهمان امشب برنامه ماه عسل احسان سلحشور از فولادشهر اصفهان بود و تا مقطع دیپلم در انجا زندگی کرد و پدرش در دوب آهن کار می کرد و در منزل سازمانی زندگی می کردند.

زمانی که متولد می شود تنها خواهر بزرگش را داشت و خواهر کوچکش سال ۷۲ به دنیا آمد. در دوران کودکی زندگی آنها همه شرایط رفاهی فراهم نبود و از نظر مالی به جهت شغل پدر در مضیقه بودند.

تیم ملی والیبال کشور عزیزمان ایران در سومین دیدارش در هفته اول لیگ ملت‌های والیبال، با نتیجه سه بر یک به ژاپن باخت.

رویاهای بزرگ و کمال هر چیز را خواستن از شاخصه های مهمان این قسمت برنامه ماه عسل بود. مصداق رویایی ذهن و پول و دارایی سریال کت جادویی بود که از جیب های خود پول خارج می کرد و فکر می کرد تمام نمی شود.

او فردی درسخوان بود و در کنار درس خوب بازیگوش بود و به قول معلمان او مانند ویروس است و همه را با بازیگوشی مشغول می کند و خودش نمره خوب میگیرد.

مهمان این قسمت برنامه ماه عسل از علاقه اش به پزشکی گفت و این که به درس جهت دستیابی به ثروت علاقمند بود.

برنامه ماه عسل با حضور احسان سلحشور مدیر بزرگترین شرکت بیمه عمر

اخرین تصویری که او از پدرش یادش بود صورت پدر از پشت شیشه بیمارستان الزهرا بود. خانواده اش سرطان پدر را از او پنهان می کنند ولی او کلمه سرطان را از زبان آن ها می شنود. دکتر پدرش ۵ میلیون جهت درمان پدرش می خواهد ولی ان ها پولی نداشتند. داروهای سرطان گران بود و پدرش زمین گیر شد و در سال ۸۳ فوت کرد.

علیخانی با تاکید بر این که درمان بیماری سرطان الزاما با آن عمل ممکن نبود و شاید هم بود.

تیم ملی والیبال کشور عزیزمان ایران در سومین دیدارش در هفته اول لیگ ملت‌های والیبال، با نتیجه سه بر یک به ژاپن باخت.

پدرش در روز تولد امام رضا(ع) از دنیا رفت. و شب تولد مادرش تا صبح روی سر پدر بود و با دیدن حرم امام رضا از تلویزون جهت حال او دعا می کرد. او به علت عجله به مدرسه رفت و در مدرسه مدیر او را فراخواند و به دم منزل رفتند که متوجه شد پدرش فوت کرده است و این حسرت که دست پدرش را قبل از رفتن به مدرسه نبوسید در وجودش ماند.

تک پسر بودن در خانواده باعث شد تا او تلاش کند تا خانواده جای خالی پد را حس نکنند. کار او سخت بود و حس می کرد تنها حامی خانواده اش هست. بنابراین تصمیم گرفت علوم تجربی نخواند و به سمت رشته فنی حرفه ای رفت و در این رشته مشغول شد تا سریعتر به کار و حمایت از خانواده مشغول شود.

برنامه ماه عسل با حضور احسان سلحشور مدیر بزرگترین شرکت بیمه عمر

مشغول به تحصیل در رشته کامپیوتر شد و بعد از آخر سوم هنردستان و در ۱۸ سالگی کل بعد انداز او شد ۵ میلیون که در مقطعی جهت درمان پدر نیاز داشتند. ار دی سیز مدل ۷۹ را می خرد و به مسافرکشی مشغول می شود. بعد از مدتی به پیشنهاد دوستش در یکی از روستاهای اصفهان ساندویچی می زند و همزمان مسافرکشی می کند.

بعد از قبولی در دانشگاه دولتی شهرکرد به علت نداشتن پول در ورود به دانشگاه دچار مسئله بود.

با مادرش دعوایش شد و از منزل بیرون زد. او پنهانی سیگار می کشید و زمانی که خواست سیگار بخرد یکی از دوستان همکلاسی را در ماشینی مدل اوج می بیند و با هم به گفت و گو می نشینند. دوستش علت پریشانی اش را می پرسد و نیازش به پول را بیان می کند. دوستش با بیان این جمله که من از دوست می پرسم چقدر نه چرا؟ و از داشبورد به او پول می دهد.

او وارد دانشگاه می شود و به دنبال چرایی کار دوستش می گردد و او جواب می دهد که در کار سرمایه گذاری در ملک و املاک هست. او با فروش ماشینش سرمایه اش را به دوستش سپرد و بعد از مدتی دوستش گفت پول زیاد بگذار تا سود زیاد نصیبت شوند. با اصرار او مادرش بعد از مدتها رضایت به فروش منزل ارزش داد که کل دارایی بود.

پس از مدتی متوجه می شود کار دوستش نمی گردد و پولی به او نمی دهد و تلفنش هم خاموش است و تا امروز که در برنامه ماه عسل حضور دارد از کجا بودن او خبر ندارد.

پس از مدتی احضاریه ای جهت آن ها می اید که اسم ۵ نفر از جمله او و دوستش در آن هستند. او باید ۱۰۰ میلیون وثیقه می گذاشت تا ازاد باشد ولی نداشت و بازداشت و زندانی شد.

سلحشور قبل از این که به زندان رود نامزد داشت و به تازگی نامزد کرده بود.

نامزدش به احسان اطمینان داشت به خاص که خانواده در کنارش بودند و می دیدند کلاهبردار نیست. خواهرش نیز از اطمینان و همراهی با او در همه تصمیم ها با وجود سه سال بالاتر از او گفت.

سلحشور در نخستین جلسه بازپرسی متوجه شد که نمی تواند از حقش دفاع کند. او در یکی از جلسات و برخوردی که با او شد به شدت شکست و تصمیم گرفت رشته حقوق بخواند.

احسان و مادرش اعتقاد بودند خدا به آن ها کمک کرده و در مشکل ها همراه آن ها است.

او از مادرش می خواهد که کتاب انسان در جست و هوا معنا را برایش بیاورد تا بخواند. در زندان به دنبال خواندن کتاب می رود و می خواند.

در زندان یک امتحان می دهد و به حفظ کردن دیوان حافظ می پردازد. مادر احسان دعا می کند که هیچ مادر فرزندش را در زندان نبیند و امید در زندگی هیچگاه نباید از دست رود.

وقتی از زندان بیرون می آید شروع به خواندن درس کرد و در دانشگاه قبول شد. مجبور شد تلویزین منزل را بفروشد.

سلحشور طعنه ای که از خانواده می شنید این بود که او ارث پدرشان را خورده هست. بنابراین با شنیدن این طعنه از منزل بیرون می زند.

مادر با نامزد احسان صحبت می کند که اگر خواستگاری دارد ازدواج کند ولی او از تصمیم جدی احسان و خودش یعنی ازدواج می گوید.

سلحشور از عوض کردن نحوه تفکر و چگونگی عوض کردن زندگی گفت. این که در کنار درس کار هم می کرد. ۶ اسفند از زندان خارج می شود و ۹ اسفند به پایتخت کشور عزیزمان ایران می آید و به بازاریابی بیمه عمر کار خود را شروع کرد. در نهایت ۶ نفر از دوستانش به او اعتماد کردندو تصمیم گرفتند تا بزرگترین شرکت بیمه ای عمر کشور را تشکیل دهند. در کنار کار کارشناسی و کارشناسی ارشد را خواند. او رسالتش را که همانا از بین بردن فقر بود پیدا کرد تا هیچ فرزند ای به علت نداشتن پول پدرش را از دست ندهد.

آرزوی او دیدن برق چشمان مادرش بود که بگوید به او افتخار میکند.

سلحشور از مادرش بابت کارهایی که کرد عذرخواهی کرد و مادرش در چشمان او نگاه کرد و به او گفت که افتخارش است.

هم بندی احسان در زندان در استودیو حاضر شد و از امیدواری سلحشور در زندان که همیشگی بود گفت.

احسان در آخر امید به آینده را رمز موفقیت خود دانست و برنامه قولنامه منزل ای را که جهت مادرس خرید به او اهدا کرد. منزل ای که خانواده از خرید آن بی خبر بودند و از شوق اشک ریختند.

واژه های کلیدی: زندان | زندگی | سلحشور | برنامه | زندانی | خانواده | برنامه ماه عسل | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs